۱۴۰۵.۰۶.۱۱

سیدعلی میرفتاح، در سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان» گفت: در متون کهن به‌ روشنی نمی‌دانیم که سرانجام کار قوم عاد چگونه بوده. آنچه از قوم عاد بیشتر برمی‌آید، خودبزرگ‌بینی و پندار جاودانگی است.

به گزارش روابط‌ عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، بیست‌ونهمین جلسه از سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان»، عصر چهارشنبه ۹ شهریورماه ۱۴۰۵، با موضوع «بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی» و با حضور سیدعلی میرفتاح در سالن سلمان هراتی حوزهٔ هنری برگزار شد.

در ابتدای این جلسه، میرفتاح با اشاره به اهمیت تدبر در تغییر فصل‌ها، گفت: همیشه برای من جای شگفتی دارد که خداوند در قرآن بارها بر پدیده‌هایی مانند تغییر شب و روز و زنده شدن زمین پس از مرگ تأکید کرده است؛ گویی این آیات برای کسانی که طالب ایمان هستند، خود کفایت می‌کند و نیازی به استدلال‌های پیچیدهٔ کلامی و فلسفی ندارند.

او طبیعت را مهر الهی خواند و افزود: همهٔ این زیبایی‌ها، از میوه‌ها و فصل‌های گوناگون گرفته تا تابش خورشید و آمدن شب و روز، معجزه‌ای آشکارند؛ اما یکنواختی زندگی و انبوه اخبار ملال‌آور، چشمان ما را بر بسیاری از این معجزات بسته است. پدران ما بسیار به این امور توجه داشتند؛ شاعران کهن دربارهٔ میوه و طبیعت بسیار سروده‌اند، اما در شعر امروز کمتر چنین رویکردی می‌بینم.

این نویسنده و نقاش با اشاره به جزئیات روزمره‌ای که می‌توانند عبرت‌آموز باشند، گفت: همین سایه که همواره همراه ماست، نشانه‌ای است برای تفکر. امروز که به اینجا می‌آمدم، سایه‌ام همراه من بود و هنگام بازگشت، کشیده‌تر از قبل همراهم خواهد آمد. شب و روز و خورشید و ماه همگی معجزه‌اند، اما غرق شدن در اخبار روزمره ما را از تأمل در این نشانه‌ها بازداشته است.

قوم عاد خودبزرگ‌بین بودند و پندار جاودانگی داشتند

میرفتاح در ادامه به ویژگی قصه‌های انبیا در قرآن اشاره کرد و گفت: بیشتر داستان‌های پیامبران در تورات وجود دارد، اما قصهٔ قوم عاد و ثمود در تورات نیامده و مهم‌ترین منبع آن، قرآن کریم است. از این رو، کسانی که پیامبر را متهم به نقل از منابع پیشین می‌کردند، دربارهٔ این دو داستان نمی‌توانستند چنین ادعایی کنند.

او افزود: از بیان قرآن چنین برمی‌آید که مردم عصر نزول با قصه بیگانه نبودند، از این رو بسیاری از قصه‌ها به تفصیل نیامده است. جالب اینکه خداوند در قرآن هیچ قصه‌ای را به‌طور کامل و از آغاز تا پایان نقل نکرده، مگر داستان حضرت یوسف (ع). چنین به نظر می‌رسد که هدف پیامبر، قصه‌گویی محض نبوده، بلکه تنبه و بیداری مردم مد نظر بوده است.

او دربارهٔ قوم عاد اظهار کرد: در جلسه گذشته گفته شد که آنان تنومند و بسیار نیرومند بودند و در دل کوه‌ها خانه‌های مجلل می‌ساختند. در متون کهن به‌ روشنی نمی‌دانیم که سرانجام کارشان چگونه بوده، اما دربارهٔ قوم لوط می‌دانیم که اعمال ناپسندی داشتند. آنچه از قوم عاد بیشتر برمی‌آید، خودبزرگ‌بینی و پندار جاودانگی است.

میرفتاح با استناد به سخن امیرالمؤمنین (ع) که فرمودند: فرشته‌ای هر بامداد بر افق ظاهر می‌شود و ندا می‌دهد: بزایید برای مردن و بسازید برای ویران شدن، گفت: همهٔ این سازه‌ها سرانجام تخریب می‌شوند و این خود عبرتی بزرگ است. چنانکه شاعر گفته است: این همه رفتند و مای شوخ‌چشم / هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار.

قوم عاد خودبزرگ‌بین بودند و پندار جاودانگی داشتند

او همچنین به صفت «جبار» اشاره کرد و گفت: قوم عاد هنگام تسلط بر سرزمین‌ها، رفتاری جبارانه داشتند. واژهٔ جبار اگرچه از صفات خداوند است، اما هرگاه برای بندگان به کار رود، نکوهیده است و ما باید از هرگونه جبر و زورگویی پرهیز کنیم.

میرفتاح با بیان اینکه ریشهٔ بسیاری از منازعات امروز نیز استکبار است، تصریح کرد: مشکل ما با امپریالیسم نیز در اصل مسئلهٔ استکبار و سلطه‌گری است؛ با دشمنی مواجهیم که می‌خواهد همه‌چیز را در اختیار خود بگیرد.

او در ادامه به یکی از نکات کلیدی قصه‌های انبیا اشاره کرد و گفت: خداوند در قرآن می‌فرماید که اگر می‌خواست، همه را مؤمن می‌کرد، اما مشیت الهی بر این قرار نگرفته که همگان ایمان بیاورند. هیچ پیامبری نیز مأمور به نتیجه نیست؛ چنانکه حضرت نوح (ع) پس از ۹۰۰ سال دعوت، تنها ۸۰ نفر را به ایمان آورده بود. فلسفهٔ بعثت انبیا، اتمام حجت الهی است. از این رو، پس از دوران فترت میان نوح و هود، خداوند برای قوم عاد حجتی آشکار قرار داد.

او در پایان به مهم‌ترین عامل انکار حقایق اشاره کرد و گفت: مهم‌ترین دلیل انکار، عصبیّت و تعصّب است که ریشه در جهالت دارد. قرآن از برادران یوسف نقل می‌کند که هر جا می‌رفتند، می‌گفتند: «ما برتریم» قوم عاد نیز گرفتار همین خودبرتربینی بودند و این خصلت، آفت بزرگ جوامع بشری است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha